جنون هشیاری

بدست • ۱۱ دی ۱۳۹۴ • دسته: ادبیات جهان٬ پیشنهاد ما از تازه های نشر:٬ جهان٬ شعر٬ مجموعه مقالات

جنون هشیاری

نوشته داریوش شایگان

نشر نظر

برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬

یک دیدگاه »

  1. آقای شایگان عزیز
    قبل از هر چیز میخواهم این نکته شاید ناضروری را بیان کنم که برای شما احترام فراوانی قائلم؛ لذا اگر به احتمال بس اندک، جز آن به گوشتان خورده باشد، فراموشش فرمایید لطفن (این املا را بر من ببخشایید، از کمبود امکانات صفحه کلیدم است).
    و حال گستاخی اصلی، گستاخی از این لحاظ که در مورد کتاب نخوانده می پرسم: دلیل چنین عمل آماتوریستی از جانب نویسنده ای حرفه ای (۲۴ سال مشغولیت به نوشتن مقرون به درآمد مالی) لاجرم موضوعی شرافتی است و در مناسبت با نام و ننگ؛ که البته خصلتی است اروپآیی و شاید از دید فیلسوف/حکیمی شرقی بسا نکوهیده هم باشد؛ لیکن نامه نگاری تا آنجا که سواد خودآموخته ام می گوید رسانه ای در فرایند تائب سازی نبوده است؛ در خدمتش شاید. بودلر و الیت (Eliot) دو شاعر زندگی نامه ای من باشند و از همین رو هر مطلبی در باب این دو به فارسی ببینم، به سمتش چنگ افکنم as a غریقی که به حشیشی، اگر چه به نیتی معکوس، به همان معنایی که ما روانکاوها به کار می بریم، آن هم در ارجاع به سمینار هفدهم ژاک لاکان.
    گویا زیاده مقدمه بافتم: بحث بر سر شعر correspondes باشد که گویا تطابقات معادل گذارده اید حال آن که همانطور که بیش از یک دهه پیش در مقاله ای به ترجمه ی آقای بهرامی که در کارنامه به انتخاب خود به چاپ رساندم، “تناظرات” به کار رفته بود که دقیقتر مینماید (حتمن کتاب کژراهه یا against nature اوءیسمانس را دیده اید). به هر حال، بودلری که می گوید هاله ی شاعری اش را گم کرده است و کتاب “بهشتهای مصنوعی” را با خون و درد خویش نوشته است؛ نمیتواند از معبد طبیعت سخن گوید مگر به شکلی وارونه گویانه یا کنایی (ironic)؛ چرا که “اتاق دوگانه”اش را بیش از هر معبدی می ستاید.
    نکته ی بعدی، شباهاتی است که مابین بخش ماقبل آخر کتاب خود، که شیطنت آمیزانه “پس از بابل” اش نامیدم، و آن چیزی دیدم که بنا به گفته ی مرورهای چاپ شده در باب کتابتان، در باب این شعر قلمی فرموده اید. به هیچ عنوان قصد مطایبه یا اتهام زنی ندارم، چون به صراحت از والتر بنیامین نام برده ام.
    همین و باقی زیاده گویی.
    با بهترین آرزوها
    شهریار وقفی پور

دیدگاه خود را بیان کنید.